كسپي بود، كه بيشتر در تاراسون برآمد؛ و مسلماً برجستهترين آنان لاويبن گرشن بود، كه هرچند كارش در زمينهٴ تفسير
تورات چشمگير است، شهرتش در مقام فيلسوف و دانشمند آن را تحتالشعاع قرارداده. همچنين بايد از داود بنسموئيل كوكبي و موسيبن يوشع ناربُني ذكري كرد.
همهٴ اينان پيروان سنّت تلمود و وارثان آثار رشي (يازدهم - 2) و تفسيرات پيروانش بودند.1
تفسيرات را در سدهٴ چهاردهم موٴلف ناشناسي گردآوري كرد و به ضميمهٴ چاپهاي
تورات و تلمود بابلي منتشر شد. از آنجا كه كار بر روي تلمود ذهن بيشتر فضلاي يهودي را مشغول ميداشت، نهضت ديگري پديد آمد، كه هر چند از لحاظ جغرافيايي بسيار محدود بود، عمق زيادي داشت و آن نوعي جنبش ضد تلمود يا نوعي اصلاح ضد رباني با الهام از حنان بن داود (هشتم - 2) و بنيامين نهاوندي (نهم - 1) موسوم به قرائيه بود. هارونبن الياس قسطنطيني، يعني بزرگترين و آخرين امام قرائيه، ملقب به ابن ميمون قرائي و همچنين معلم آفريقايي، اسرائيل بن سموئيل مأربي، مقيم قاهره، اينك معرف اين نهضت بودند.2 شمريه بن الياس اقريطي، كه خود از قرائيه يا از آشنايان به اصول آن بود، در كرت و در دربار روبر آنژويي برآمد. او شرحهايي بر كتاب مقدس نوشت، ولي به خاطر كوششهايي كه در اواخر عمرش براي آشتيدادن قرائيان و ربانيان بهكار برد، در خور توجه است. پاداش اين تلاشها زنداني شدن او بود و احتمالاً در زندان اسپانيا درگذشت.
15. آزار يهوديان. عليرغم پردهپوشي مسيحيت، شكنجه و آزار وحشيانهٴ زيادي نسبت به اقليتهاي يهودي صورت گرفت كه نشاندهندهٴ بربريت اين عصر است. بهتر است چند تاريخ را خاطرنشان سازيم: در سال 1288 سيزده يهودي در تروياي شامپاني در آتش سوزانده شدند.3 در 1290 يهوديان از انگلستان رانده شدند (ج2)؛ در 1298 قلع و قمع يهوديان در دورتسبورگ و نورنبرگ صورت گرفت؛ در 1306 يهوديان از فرانسه اخراج شدند (بار ديگر در 1322)؛ در 1328 در ناوار قتل عام شدند؛ در 1336 - 1338 در آلزاس، سوابيا و فرانكونيا مورد شكنجه و آزار قرار گرفتند.4 بالاخره، آنان را مسبب طاعون سال 1348 دانستند و اين كاريترين وسيله